خرید بک لینک

هم درد من از چشم تو ، هم درمانم

از حال ِ دلم با خبری ... می دانم !

با خنده ز پیش روی من می گذری

با گــریه به دنبال ِ تــو سرگردانم


گه آتش و گه خالی از احساسی و من

از این که هواخـــواه ِ توام حیــرانم


تــو جوشنی از یخ به دلت پــوشاندی

من بارقـه های آتشی سوزانم


وقتی که دلم می شکنی شرمت نیست ؟

از رنگ ِ رخم ؛ صداقت ِ چشمانم


با من سخن از جدایی و یاس مگـو

من جلوه ای از امــید و اطمینانم


دیداری اگــر وعده دهی در محشر

آری به خــدا منتظرت می مانم


تو آمده ای ، قـــرار من بستانی

بالاتـــر از این دهم ... بیا این جانم !


{ آتوسا وکیلی }

برچسب: درد و درمان شعر,درد و درمان,زانو درد و درمان آن,درد سیاتیک و درمان آن,درد کلیه و درمان آن,درد سياتيك و درمان,معده درد و درمان آن,گردن درد و درمان آن,زانو درد و درمان,گلو درد و درمان, نویسنده: پویان نیکنام تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 21:35

صفحه بندی